تحلیل شاخص داوجونز (DOW)


او درهمان سال از «ادوارد دیویس جونز» که در زمینه تحلیل گزارشهای مالی فعالیت میکرد دعوت به همکاری نمود. تا اینکه در نوامبر ۱۸۸۲ نشریه داو جونز وشرکا در زمینه تحلیل وسرمایه گذاری را تاسیس نمود. بعد از مدتی «چارلز برگ استرسر» هم به آنها ملحق و پس از گذشت زمانی کوتاه آمار مشترکین آنها به بیش از ده هزار نفر رسید. در نتیجه نشریه داو جونز و شرکا به یکی از مهم ترین منابع اخبار و اطلاعات سرمایه گزاران تبدیل شد.

جلسه 135- معرفی شاخص داو جونز

خب شاخص داو جونز شامل 2 شاخص به نام های شاخص حمل و نقل (Dow Jones Transportation Average) و شاخص صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average) هست که هر کدام از این شاخص ها برای بررسی موارد مختلفی استفاده می شود.

برای مطالعه ی محتوای کامل خبر، میتوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید
https://tinyurl.com/28typd75

راه های ارتباطی با مشاورین مجرب و متخصص فارکس حرفه ای:

مشاورین در تلگرام فارکس حرفه ای
https://t.me/pforex

مشاورین در واتس آپ فارکس حرفه ای ️️
https://wa.me/971588875100

آدرس وب سایت فارکس حرفه ای ️️
https://pforex.vip

مقدمه 00:00
شاخص DJTA 01:17
شاخص DJIA 04:35

#کریپتو #بیت_کوین#آموزش_فارکس #آموزش_مقدماتی_فارکس #آموزش_ارزدیجیتال #آموزش_بازارهای_مالی #فارکس #فارکس_حرفه_ای #ارز_دیجیتال #bitcoin #cryptocurrency#اپلیکیشن_دستیار_فارکس_حرفه_ای #اپلیکیشن_دستیار #شاخص #سهام #بورس #شاخص_داو_جونز #داو_جونز #سرمایه_گذاری_مطمئن #بروکر #کارگزاری_معتبر #ترید #تریدر #بازار_مالی #بورس_جهانی #بورس_بین_الملل

آموزش تئوری داو (Dow Theory) نسخه کامل

در سال 1882 میلادی شخصی بنام چارلز داو به همراه شریک خودش ادوارد جونز اقدام به تاسیس کمپانی داو کرد.

چارلز داو نظریاتش را بصورت سلسله مقالاتی در مجله وال استریت منتشر میکرد که در نهایت مجموع مقالات او در قالب نظریه داو یا تئوری داو پایه و اساس تحلیل تکنیکال را شکل داد.

این جلسه آموزشی از سلسله جلسات آموزش فارکس متوسطه است درصورتی که تمایل دارید تمامی جلسات آموزشی را مشاهده کنید از لینک رو برو استفاده کنید تا به لیست کامل این دوره آموزش فارکس دسترسی پیدا کنید.

تئوری داو در واقع یک سری مفاهیم است که چهارچوب اصلی تحلیل تکنیکال را تشریح میکند. اصول این تئوری از نوشته های چارلز داو در خصوص بازار های مالی گرفته شده است چارلز داو موسس و ویراشگر نشریه وال استریت ژورنال بود و یکی از بنیانگذاران کمپانی داو جونز Dow Jones & Company میباشد.

چارلز داو به عنوان بخشی از داوجونز کمک کرد که اولین شاخص سهام بورس با نام Dow Jones در شاخه حمل و نقل ایجاد شود.

چارلز داو به هیچ عنوان تئوری خود را بصورت مکتوب و پیوسته در نیاورد و به هیچ عنوان از آن بعنوان تئوری یاد نکرد اما بسیاری از افراد تواتستند از ایده های او الگو برداری کرده و استفاده کنند. بعدها شخصی بنام ویلیام همیلتون که یکی از نویسندگان نشریه وال استریت ژورنال بود مقالات چارلز داو را در کنار هم قرار داد و چیزی را به وجود آورد که امروزه با نام تئوری داو Dow Theory شناخته میشود.

در این آموزش با تمام زیر و بم این تئوری را بیان میکنیم و بررسی میکنیم و البته در همین ابتدا به این مورد اشاره کنیم که این تئوری نیز مانند هر فرضیه یا نظریه دیگری به هیچ وجه کامل نیست و خالی از خطا نخواهد بود و تمامی بخشهای آن قابل تفسیر به شکل ها و شمایل متفاوت میباشد.

کلیت تئوری داو Dow Theory

بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان

اصول اولیه ارائه شده از طرف چارلز داو بسیار نزدیک و هم سو با نظریه دیگری با نام بازار موثر است . چارلز داو باور داشت که بازار همیشه واقعیت را کمرنگ میکند و تمامی اطلاعاتی که ما داریم قبلا اثر خود را برروی قیمت گذاشته است.

تصور کنید انتظار بر این باشد که یک کمپانی گزارشی از در آمد خود را بصورت خوب و مثبت ارائه کند.همین موضوع قبل از اینکه اتفاق بیافتد اثر خود را بر روی بازار خواهد گذاشت پس در اینگونه شرایط درخواست و تقاضا برای سهام آن شرکت قبل از انتشار اطلاعات و گزارش بالا میرود پس طبیعی است اگر بعد از بیرون آمد گزارش مورد انتظار قیمت تغییرات چندانی نخواهد داشت. البته این موضوع عمومیت ندارد ولی تغریبا در اکثر مواقع صادق است.

یکی از بزرگترین اکشتفات داو که در تئوری داو توضیح داده شده است این است که او کشف کرد که در برخی از مواقع قیمت در سها یک شرکت یا در بورس تحلیل شاخص داوجونز (DOW) بعد از اینکه خبر مورد انتظار منتشر میشود هرچند یک خبر خوب بوده است بازهم قیمت کاهش پیدا میکند کشف داو این بود که قیمت قبلا اثر خود را از انتظار خبر گرفته است اما با انتشار رقم صحیح بازار متوجه شده است که قیمت به میزانی که رشد کرده است نباید رشد میداشت پس خود را اصلاح کرده است.

این قوانین از نظر بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران مخصوصا آنهایی که بصورت حرفه ای از تحلیل تکنیکال برای تجزیه و تحلیل بازار فارکس استفاده میکنند کاملا تایید شده است اما نظر مخالفی نیز وجود دارد چرا که از طرفی کسانی هستند که از تحلیل بنیادین یا همان تحلیل فاندامنتال استفاده میکنند موافق نیستند چرا که آنها معتقد هستند که ارزش و قیمت حاکم بر بازار بر روی قیمت یک سهام تاثیری نمیگذارد.

اصول اولیه نظریه داو یا همان تئوری داو Dow Theory

در نظریه داو اصولی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میکنیم :

  1. قیمتها تنها چیزهایی هستند که به آن نیازمند هستیم.
  2. در بازار سه نوع روند وجود دارد.
  3. در روندهای بزرگ ما سه مرحله داریم.
  4. در تحلیل شاخص ها باید شاخص ها یکدیگر را تایید کنند.
  5. روند بازار را حجم معاملات تصدیق میکنند.
  6. روند ها در بازار فارکس تا وقتی که اخطار قطعی دال بر بازگشت را دریافت نکنند به مسیر خود ادامه خواهند داد.

در این پست در خصوص هرکدام از این موارد بصورت مفصل سخن خواهیم گفت.

1: قیمت تنها چیزی است که بازار بر روی آن اثر میگذارد.

این واقعیت که همیشه هر نوع گزارش یا خبر یا اطلاعیه و هر آنچه میتواند بر بازار تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد تنها و تنها بر روی قیمت خود را نمایش میدهد را هرگز فراموش نکنید.و به دنبال مسائل پیچیده نباشید قیمتها با شما صحبت میکنند

2: در بازار تنها 3 نوع روند داریم این سه روند عبارتند از روند صعودی و روند نزولی و روند خنثی که در بخش روندها به آن میپردازیم.

3 : هر روند بزرگی از سه مرحله تشکل شده است که در ادامه به شما توضیح خواهیم داد.

تئوری داو می‌گوید که سه روند مختلف در بازار وجود دارد:

  • روند اصلی یا روند اولیه: روند اصلی بین چندماه تا چندین سال باقی خواهد ماند و حرکت اصلی و بزرگ بازار را مشخص می‌کند.
  • روند ثانویه روند اصلاحی بزرگ: روند ثانویه بین چند هفته تا چندین ماه باقی می‌ماند.
  • روند سوم روند اصلاحی کوچک : این روندها در کمتر از یک هفته و یا ده روز میل به از بین رفتند دارند. در تحلیل شاخص داوجونز (DOW) برخی موارد این روند‌ها در طی چند ساعت یا یک روز نیز از بین می‌روند.

به عبارتی روندهای موجود در بازار را میتوان به زبان ساده تر به سه دسته تقسیم کرد.

هرکدام از این روندها میتوانند در کنار دیگری قرار بگیرند بعنوان مثال ممکن است تحلیل شاخص داوجونز (DOW) در روند بلند مدت بازار در یک روند صعودی باشد و همزمان در روند میان مدت در یک روند رنج یا خنثی قرار داشته باشد که یک اصلاح بزرگ میباشد و در عین حال در فاز کوتاه مدت در یک روند صعودی یا نزولی اصلاحی کوچک باشد.

آنچه باید به آن توجه خاص داشته باشیم و اهمیت دهیم این است که ما در چه نوع سیستم معاملاتی اقدام به تحلیل کرده ایم؟

اگر استراتژی ما یک استراتژی کوتاه مدت است یقینا توجه به روند میان مدت و کوتاه مدت برای ما مفید است و اگر استراتژی ما در یک روند میان مدت است توجه به روند بلند مدت بسیار اهمیت خواهد داشت.

در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد که چطور با توجه به روندها میتوانیم معاملات مطمئن تر و با ریسک کمتری داشته باشیم اما در این بخش در همین حد بدانید که یک تحلیل گر حرفه در روند میان مدت با توجه به روند بلند مدت به هیچ عنوان به دنبال ورود به یک معامله در جهت خلاف روند بلند مدت نخواهد بود.

پس اگر روند بلند مدت را صعودی میبیند و استراتژی وی بر اساس روند میان مدت است به هیچ وجه به دنبال معاملات فروش نیست و فقط به دنبال بهترین نقاط برای معاملاتی با مطابقت و در جهت روند بلند مدت میباشد.

گام های روند اصلی یا اولیه در تئوری داو

بر اساس تئوری داو در یک روند اولیه که ما از آن به روند اصلی یاد میکنیم سه مرحله وجود دارد. ما این سه مرحله را با یک مثال برای یک روند مثبت یا صعودی شرح میدهیم:

اول : ذخیره و توده Accumulation

بعد از اینکه یک روند منفی یا نزولی شکل گرفت در واقع ارزش پایین یک دارایی مثلا طلا و در مرحله اول منجر به این خواهد شد که تمایلات عمومی و احساسات عمومی به سمتی حرکت کند که بازار اکثرا منفی باشد. تحلیل گر حرفه ای در این زمان شروع به ذخیره سازی یا همان خرید میکند تا در قیمت پایین بعنوان مثال تحلیل شاخص داوجونز (DOW) طلا را خریداری کرده باشد.

دوم : مشارکت از سمت دیگران Public Participation

در این زمان افراد دیگری نیز پیدا میشوند و آنچه را که یک تحلیل گر حرفه ای در بازار قبلا دیده است را درک میکنند و شروع به خرید میکنند با این کار بازار با توجه به استقبال عمومی از طلا با رشد همراه خواهد بود و قیمت بصورت چشم گیری افزایش خواهد یافت.

3 : توزیع گسترده Distirbution

تحلیل گر حرفه ای که در قیمتهای پایین خریداری کرده است در این مرحله با توجه به اینکه میداند بازار با این رشد که بخاطر مشارکت عمومی ایجاد شده است به زودی به پایان روند خود خواهد رسید با هوش و زیرکی اقدام به فروش طلا میکند و عملا طلایی که ارزان خریده است را به قیمتی بالا به افرادی که تازه به فکر این هستند که در بخش مشارکت وارد شوند (( تحلیل شاخص داوجونز (DOW) به اشتباه چرا که دیگر از زمان مشارکت عبور کرده بازار )) میفروشد و از بازار خارج میشود.

همین مثال را میتوانید برای خودتان برای یک بازار نزولی تصور کنید که تحلیل گر حرفه ای در آغاز روند نزولی با فروش طلا در مقابل دلار اقدام به ذخیره سازی میکند و در زمان مناسب در قیمتی پایین تر اقدام به خرید مجدد در حجم بیشتر خواهد کرد.

1 : مرحله ذخیره و ایجاد توده

2 : مرحله مشارکت عمومی و شکل گیری روند صعودی

3: مرحله توزیع گسترده و نزدیک شدن به پایان یک روند

همانطور که مشاهده میکنید سه مرحله ای که از نظر داو بر بازار حاکم است در تصویر فوق که ازچارت طلا میباشد مشخص است.

نکته جالب اینکه همواره بازار از مرحله سه به مرحله یک منتقل خواهد شد به این معنی که شکل گیری سه مرحله ای مجدد هر زمان در پایان مرحله سوم ممکن است اتفاق بیافتد و البته ممکن است با یک تغییر روند و یا یک اصلاح همراه باشد.

مجدد متذکر میشوم که هیچ ضمانتی وجود ندارد که این قوانین همیشه درست از آب در بیایند اما با بررسی چارت یقینا تایید خواهید کرد که عموما این اتفاق را مشاهده میکنید و سه مرحله گفته شده را به تکرار میتوانید در چارت خودتان مشاهده کنید.

در تصویر زیر نیز برای یک روند نزولی در تایم روزانه را میتوانید مشاهده کنید.

شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند

در تئوری داو اینطور گفته شده است : زمانیکه یک روند اصلی در یک شاخص یا نمودار ایجاد میشود باید توسط شاخصی دیگر در نمودار مورد تایید قرار بگیرد.

بعنوان مثال شما اگر روند اصلی را در یک جفت ارزی با محوریت دلار را کشف میکنید پس باید تایید افزایش ارزش دلار را از جفتهای ارزی دیگر نیز بگیرید تا یقین کنید که به واقع دلار درحال تقویت است نه اینکه جفت ارزی در مقابل آن درحال افت ارزش است.

فرض کنید که جفت ارزی دلار آمریکا به ین ژاپن شما شاهد شکل گیری یک روند اصلی منجر به تقویت دلار هستید پس طبیعتا این جفت ارزی در حالت صعودی قرار گرفته است. در این حالت برای تایید بهتر است از یک یا چند جفت ارزی دیگر با محوریت دلار نیز تاییدیه بگیرید مثلا جفت ارزی دلار آمریکا به فرانک سوئیس نیز اگر دلار در حال تقویت است باید صعودی باشد.

داو معتقد بوده است که ارتباط بین شاخص ها همیشه حفظ میشود در آن زمان شاخص مورد استفاده داوجونز که از شاخص های حمل و نقل بوده است با شاخص های صنعت در کنار هم در نظر گرفته میشدند امروزه نیز مقایسه شاخص ها یا جفتهای ارزی بازهم کاربرد بسیار مهمی دارند.

نکته لازم به تذکر این است که این تقاطع در بازار رمز ارزها کاربرد چندانی ندارد و مورد استفاده آن بیشتر در بازار فارکس است.

تایید روند بازار با حجم معاملات

در تئوری داو Dow Theory اینطور آمده است که هر چه حجم معاملات بیشتر باشد احتمال اینکه قیمت فعلی بر حرکت بازار تاثیر بگذارد بیشتر است.

از نظر داو یک روند قدرتمند باید با یک حجم بالا از معملات همراه باشد تا ادامه دار باشد در غیر این صورت روند قدرتمندی نخواهد بود.

پس اگر در یک روند صعودی حجم معاملات خرید قوی داشته باشیم احتمال اینکه روند صعودی پر قدرتی داشته باشیم بیسیار زیاد است .چارلز داو از حجم بعنوان یک اندیکاتور ثانویه استفاده میکرده و اعتقاد فراوانی به آن داشته است.

یا تصور کنید ما یک روند داریم چه صعودی چه نزولی تفاوتی نمیکند اما حجم معاملات در جهت روند آنچنان قوی و پرقدرت نیست. این نشان دهنده عدم علاقه و عدم اطمینان سرمایه گذاران از روند است. پس آنها منتظر هستند که تا در صورت جلب اعتماد وارد بازار شوند پس روند حاکم روند تحلیل شاخص داوجونز (DOW) قوی نخواهد بود و حرکت قیمت با توجه به حجم پایین معاملات زیاد نخواهد بود.

پس بعنوان مثال اگر یک سهام را در نظر بگیریم که بر اثر انتشار یک خبر خوب و مثبت ارزش قیمتی سهمش افزایش پیدا کند به این افزایش قیمت مادامی ادامه خواهد داد که سهامداران با حجم معاملاتی بالا متقاضی آن باشند در غیر اینصورت شاهد کاهش ارزش خواهیم بود.

یک نکته واقعا سخت:

اینکه بتوانیم یک روند اصلی را از یک بازگشت ثانویه در بازار تشخص دهیم واقعا کار دشواری هست تا حدی که گاها بسیاری را دچار اشتباه میکند تا جایی که یک روند ثانویه منفی یا همان اصلاح قیمت بازار را با بازگشت قیمت و شروع روند اصلی جدید اشتباه میگیرند.

پس برای در امان ماندن از این اشتباه تلاش کنید تا همیشه در جهت روند حاکم معامله کنید و اگر روندی حاکم نیست صبور باشید تا یک روند اصلی جدید شکل بگیرد.

یک روند به مسیر خود ادامه میدهد مگر خلافش ثابت شود

چارلز داو بر این باور بوده است که روند ها همیشه به ادامه مسیر خودشان ادامه خواهند داد مگر اینکه دلایل کافی برای برگشت از ادامه روند خود پیدا کنند.

نکته ای که در چند خط بالاتر گفتیم رو مجدد مطالعه کنید و هیچ وجه در خلاف جهت روند معامله ای انجام ندهید مگر اینکه واقعا اطمینان حاصل کرده باشید که روند جدیدی شکل گرفته است نه یک روند اصلاحی یک روند اصلی جدید.

تحلیل تکنیکال هفتگی – WTA - طلا نفت و سایر شاخص ها

قیمت به تارگت 1920 دلاری ما رسید. هدف بعدی روند صعودی 2600 دلار می باشد. محدوده های سبزرنگ نقطه ورود مناسبی برای پوزیشن های جدید خرید می باشد. تا زمانی که قیمت زیر 1670 نرود، تحلیل ما معتبر است.

تحلیل تکنیکال هفتگی Oil

قیمت گپ نزولی خود را پر کرده و روند صعودی موقتاً متوقف شده است. محدوده 37.7 دلار سطح مناسبی برای ورود به پوزیشن های خرید جدید می باشد. اهداف روند صعودی عبارتند از 45.2، 49 و 53.6. تا زمانی که قیمت بالای سطح 31.2 دلار نوسان می کند، تحلیل ما معتبر است.

تحلیل تکنیکال هفتگی شاخص Dow Jones

یک الگوی Gartley نزولی شکل گرفته و قیمت از سقف کانال برگشت داشته است اما نظر به نوع رفتار قیمت و همبستگی ها، به نظر می رسد پس از یک اصلاح نزولی بزودی این مقاومت شکسته شده و سقف تاریخی داوجونز فتح گردد.

تحلیل تکنیکال هفتگی شاخص DAX

مشابه با شاخص داوجونز، به نظر می رسد اینجا هم پس از یک اصلاح نزولی مناسب، روند صعودی از سر گرفته شده و شاهد فتح سقف تاریخی شاخص دکس باشیم.

تحلیل تکنیکال هفتگی Bit Coin

بعد از مدتها اصلاح زمانی و قیمتی، به نظر می رسد یک موج جدید صعودی در جریان باشد. شکسته شدن سطح 12000 می تواند راه را برای صعود تا 15000 و سپس 17000 دلار آماده کند. حمایت های مهم: 10500، 9000 و 7700 هستند.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از روش هایی است که برای ارزیابی و تحلیل سهام و بازارهای مالی با استفاده از نمودارهایی مانند قیمت یا میزان و حجم معاملاتی که در طول زمان های مشخصی انجام شده صورت می گیرد. از طریق تحلیل تکنیکال معامله کنندگان می توانند میزان حرکات یا نوسانات قیمت ها را برای آینده پیش بینی کنند. در این مقاله تاریخچه ای در خصوص تاریخچه تحلیل تکنیکال را بیان می کنیم.

تاریخچه تحلیل تکنیکال به بیش از ۳۰۰ سال بیش باز می گردد و همه چیز از مشاهدات معامله گران به تغییرات قیمت و سهام شروع شده است. هلندی ها و ژاپنی ها اولین کسانی بودند که در تحلیل تکنیکال پیشقدم شدند. حتی روش تکنیک های شمعی برای نخستین مرتبه در ژاپن برای قیمت برنج پایه گذاری شد.

در قرن هفدهم «جوزف وگا» در هلند و در قرن هجدهم «مونه هیسا هما» در ژاپن از جمله اولین نفراتی بودند که این شکل از پیش بینی قیمت را رواج دادند. اما زمینه های پیشرفت آن برای نخستین بار توسط «چارلز داو» در آمریکا پایه گذاری شد. چارلز هنری داو (charles dow) روزنامه نگار آمریکایی در نوامبر ۱۸۵۱ در شهر «استرلینگ کانک نیکت» به دنیا آمد. وی در ۲۹ سالگی به نیویورک رفت و دراین شهر وارد بازارهای سرمایه گذاری شد. او ابتدا با نوشتن گزارش ها و مقالات به عنوان خبرنگار حوزه مالی در روزنامه ای کار خود را آغاز کرد.

چارلز داو پدر علم تحلیل تکنیکال

چارلز داو charles dow

او درهمان سال از «ادوارد دیویس جونز» که در زمینه تحلیل گزارشهای مالی فعالیت میکرد دعوت به همکاری نمود. تا اینکه در نوامبر ۱۸۸۲ نشریه داو جونز وشرکا در زمینه تحلیل وسرمایه گذاری را تاسیس نمود. بعد از مدتی «چارلز برگ استرسر» هم به آنها ملحق و پس از گذشت زمانی کوتاه آمار مشترکین آنها به بیش از ده هزار نفر رسید. در نتیجه نشریه داو جونز و شرکا به یکی از مهم ترین منابع اخبار و اطلاعات سرمایه گزاران تبدیل شد.

درجولای۱۸۸۴ داو توانست میانگین های داوجونز را به وجود آورد که از ۹ سهم راه اهن و دو شرکت صنعتی تشکیل شده بود. این شاخص در ۲۶ می ۱۸۹۶ بر اساس میانگین دلاری ۱۲ سهم پیشرو در صنایع آمریکا به وجود آمد که البته از آن ۱۲ سهم امروزه فقط سهام شرکت جنرال الکتریک باقی مانده است. در سال۱۸۸۹، داو، روزنامه «وال استریت ژورنال» را تأسیس کرد که از آن زمان تا امرزو یکی از معروفترین جراید در حوزه بازار سهام در نیویورک به شمار می آید.

داو با سعی بسیار خود در بررسی بورس نیویورک و روند قیمت سهام از طریق نشر مقالات در وال استریت ژورنال، مردم راذبا اصول و مبانی اولیه تحلیل تکنیکال آشنا کرد. به همین سبب وی سهم بسزایی در گسترش این روش تحلیل در طی ۱۰۰ سال اخیر داشته است و پیروانش با تکمیل دیدگاه وی در رشد و تکمیل آن یاری رساندند.

گفتار و دیدگاه داو درمورد رفتار بازار و روند آن که به نظریه داو مشهور است، بر مبنای فلسفه ای است که می گوید قیمت یا شاخص بازار، هر عامل مهم و معناداری را به درون خود جذب کرده و آن را بازتاب می دهد.

اصول نظریه داو

داو سه اصل بسیار مهم را سر رشته تحلیل تکنیکال قرار داد و می توان گفت با این سه اصل تاریخچه تحلیل تکنیکال آغاز شد:

۱- بازار همه چیز را منعکس می کند:

اگر کسی این اصل را به درستی درک نکرده باشد، یادگیری تحلیل تکنیکال تقریباً برایش بیهوده است. تحلیلگران اعتقاد دارند فاکتورهای بنیادی، سیاسی، جغرافیایی و سایر اتفاقات در قیمت هر سهم تاثیر می گذارد و قیمت تمامی این عوامل را منعکس می کند.

۲- قیمت ها دارای روند بوده و تغییرات آن ها تصادفی نیستند:

این بدین معناست که بعد از شکل گیری یک روند، قیمت در همان جهت حرکت می کند، تا زمانی که روندی مخالف آن شگل بگیرد. این فرضیه را می توان بیان دیگری از «قانون اول نیوتن» درباره ی حرکت دانست. پس قیمت ها تا زمانی که عامل بازدارنده ای مسیر آنها را منحرف نکند، به همان سو پیش می روند.

۳- تاریخ تکرار می شود:

اصل مهم دیگری این است تاریخ، تمایل به تکرار دارد. تحلیل تکنیکال برای بررسی نوسانات قیمت در بازار و درک روندها، از تحلیل شاخص داوجونز (DOW) نمودار و الگوهای قیمت استفاده می کند و این الگوها سالهاست که مورد قبول واقع شده اند.

با بیان این سه اصل از سوی داو، دیگر تحلیلگران و ریاضی دانانی که به این روش از پیش بینی آینده علاقه‌مند بودند، الگویی را برای کار خود یافتند و در نتیجه امروزه شاهد روش ها و تکنیک های بسیار زیادی در این حوزه هستیم. از دیگر اشخاصی که دانش تحلیل تکنیکال را بیش از پیش گسترش داده اند می توان به «رالف الیوت»، «ویلیام گن»، «آلن حال اندرو» و «گویچی هوسودا» نیز اشاره نمود که در آینده از دستاوردهای مهم این اشخاص نیز، مطالبی را خدمت شما ارایه خواهیم کرد.

تفاوت شاخص های نزدک، داوجونز و S&P500 و آنچه باید در مورد آنها بدانید

نزدک داوجونز

در ایالات متحده، فعالان بازار بیشترین توجه خود را به سه شاخص داوجونز (Dow Jones)، نزدک-۱۰۰ (Nasdaq 100) و S&P500 معطوف می‌کنند. شرکت‌هایی که جزء این شاخص‌ها هستند همگی تحت تاثیر یک چرخه کسب و کار و عوامل اقتصاد کلانی قرار می‌گیرند به همین دلیل این شاخص‌ها همبستگی بسیار زیادی با یکدیگر دارند.

همچنین، سهام‌هایی که در این سه شاخص گنجانده شده‌اند، اشتراکاتی با یکدیگر دارند. به عنوان مثال غول فناوری یعنی شرکت اپل (AAPL) در هر سه شاخص گنجانده شده است با این وجود تفاوت‌های زیادی مثل تعداد و نوع سهام موجود و نحوه محاسبه مقادیر شاخص، بین این ۳ شاخص وجود دارند.

این سه شاخص چگونه محاسبه می‌شوند؟

شاخص S&P 500 که در سال ۱۹۶۲ توسط Standard & Poor ایجاد شد، شاخصی است که وسیع‌ترین معیار اقتصاد ایالات متحده را در میان این سه شاخص در بر می‌گیرد. مقدار این شاخص با وزن‌دهی هر شرکت با توجه به ارزش بازار (Market Capitalization) محاسبه می‌شود و سپس یک توزیع‌کننده (divisor) که توسط S&P تعیین می‌شود، برای به دست آمدن ارزش نهایی اعمال می‌شود. محاسبه ساده بدین صورت: مجموع کل ارزش بازار/ عامل توزیع کننده، انجام می‌گیرد.

میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average) که به اختصار «داو» (Dow) خوانده می‌شود، قدیمی‌ترین شاخص است. این شاخص در سال ۱۸۹۶ ارائه شد و همچنین شناخته‌ شده‌ترین شاخص جهانی است. داو نشان دهنده ۳۰ سهام بزرگی است که توسط وال استریت ژورنال تعیین شده است. برخلاف نزدک ۱۰۰ و S&P 500، وزن دهی برای هریک از مولفه‌ها در داوجونز بر اساس قیمت سهام رتبه بندی می‌شود و سپس یک توزیع کننده ارزش نهایی را ایجاد می‌کند.

نزدک ۱۰۰ جوان‌ترین شاخص از میان این سه شاخص است و از سال ۱۹۸۴ کار خود را آغاز کرده است. این شاخص بزرگ‌ترین شرکت‌های غیرمالی فهرست شده در بورس نزدک را شامل می‌شود. البته با توجه به سنگینی وزن شرکت‌های فناوری، این شاخص به عنوان شاخصی از شرکت‌های فناوری در نظر گرفته می‌شود. شاخص نزدک بر اساس ارزش بازار هریک از اجزای آن محاسبه می‌شود.

تفاوت‌های معامله‌گری بین S&P 500، داوجونز و نزدک

علی‌رغم همبستگی قوی که بین شاخص‌های اصلی ایالات متحده وجود دارد، اما هریک از آنها «شخصیت» خاص خود را در نحوه معامله‌گری دارا هستند. این تفاوت‌ها به دلیل تفاوت در نحوه محاسبه هر شاخص و اهیمت برخی از شرکت‌ها و گروه‌های خاص به وجود آمده است. شاخص S&P 500 به دلیل این که از تعداد زیادی سهم تشکیل شده است،‌ تاثیر کمی از تغییرات روزانه و تک تک سهام می‌پذیرد با این اوصاف، تعداد اندکی از بخش‌ها بیشترین تاثیر را در این شاخص دارند.

در دوره‌های زمانی مختلف، بخش‌های مختلفی بوده‌اند که عملکرد چشمگیری داشته و عملکرد کل شاخص را تحت تاثیر قرار داده‌اند. به عنوان مثال در دهه ۱۹۷۰، بخش نفت بزرگترین بخش بود، شرکت‌های فناوری در زمان حباب فناوری (حباب دات-کام Tech bubble) سال ۲۰۰۰ بزرگترین بخش بودند، و پیش از بحران سال ۲۰۰۸ شرکت‌های مالی و در حال حاضر شرکت‌های فناوری اطلاعات (IT) هستند که ۲۶ درصد وزن این شاخص را به خود اختصاص دادند.

در طرف دیگر داوجونز است که با داشتن تنها ۳۰ سهام تحت تاثیر عملکرد سهام‌های خاص قرار می‌گیرد. در حال حاضر ۱۰ سهام برتر، ۵۰ درصد ارزش داو را تشکیل می‌دهند. پس به راحتی می‌توان دریافت که تحلیل شاخص داوجونز (DOW) این شاخص، تحت تاثیر نوسانات شدید قیمت تنها چند شرکت قرار دارد.

نزدک ۱۰۰ از عناصر سازنده بیشتری نسبت به داو تشکیل می‌شود اما تحت تاثیر گروه کوچک‌تری از سهام است. ۱۰ سهام برتر نزدک ۱۰۰ بیش از ۵۰ درصد از این شاخص را تشکیل می‌دهد. در حالی که ۹۰ درصد شاخص کمتر از نیمی از ارزش شاخص را تشکیل می‌دهد این باعث می‌شود که شاخص، بیشتر متمایل به چند سهام سنگین بوده و نسبت به نوسانات این چند سهم حساس باشد.

البته بهتر است بدانید، معمولا در زمان انتشار درآمدهای فصلی شرکت‌ها بیشترین اختلاف بین وزن شاخص‌ها به وجود می‌آید. زیرا شرکت‌ها درآمدهای خود را گزارش داده و نوسانات شدیدی در قیمت ان‌ها رخ می‌دهد. نزدک و داو که تمرکز بیشتری بر روی چند سهام خاص دارند، در این دوره گپ‌های بزرگترین نسبت به S&P 500 تجربه می‌کنند.

تفاوت در نوسان‌پذیری

در مورد نوسانات،‌ داوجونز به طور معمول کمترین نوسان را نسبت به سه شاخص اصلی دارا است چرا که مولفه‌های سازنده آن، حرکت‌های بسیار کمی می‌کنند. شرکت‌های مانند بوینگ (Boeing)، یونایتد هلثکر (United Healthcare) و کمپانی ۳M از جمله شرکت‌هایی هستند که این شاخص را تشکیل می‌دهند. از طرف دیگر نزدک ۱۰۰ با توجه به اینکه تمرکز بالایی در شرکت‌های پرریسک دارد، نوسانات زیادی تجربه می‌کند. شرکت‌هایی مانند فیس بوک (Facebook)، آمازون (Amazon) و آلفابت (Google) از جمله سه مولفه سنگین و ناپایدار این شاخص هستند. نوسانات S&P 500 جایی میان این دو است.

ادغام اندیکاتورهای مختلف در یک استراتژی معاملاتی

شاخص‌ها تفاوتی با سایر دارایی‌های دیگر ندارند، به همین خاطر فعالان بازار می‌توانند برای تحلیل این شاخص‌ها نیز از تحلیل‌های فاندامنتال یا تکنیکال استفاده کند. سرمایه‌گذاران بلند مدت اغلب تاکید قابل توجهی بر تحلیل فاندامنتال دارند در حالی که معامله‌گران کوتاه مدت یا میان مدت (از جمله معامله‌گران روزانه) تمرکز زیادی بر تحلیل تکنیکال دارند.

البته یک ویژگی وجود دارد که منحصر به شاخص‌های سهام است. اکثر قریب به اتفاق فعالان بازار با توجه به این که روند کلی بازار سهام صعودی است، همواره به دنبال خرید در بازار هستند. این امر باعث می‌شود که سقوط بازار بسیار سریعتر از صعود آن اتفاق بیفتد. فاکتور ترس دلیل این اتفاق است. ترس منجر به نوسانات بالا در زمان‌های عدم اطمینان و نوسانات پایین در زمان‌های اطمینان در بازار می‌شود. شاخصی وجود دارد که این نوسانات را ردیابی می‌کند که به آن شاخص نوسانات ( CBOE Volatility Index یا VIX) می‌گویند این شاخص به “شاخص ترس” نیز معروف است چرا که با افزایش ترس در بازار این شاخص افزایش یافته و با کاهش آن این شاخص کاهش می‌یابد. برای یک معامله‌گر کوتاه مدت که به دنبال نوسان‌گیری از تحرکات بازار است، این شاخص می‌تواند فرصت‌های معاملاتی را نشان دهد.

نوسانات اغلب با توجه به جهت بازار بالا و پایین می‌شوند.

برای معامله‌گران روزانه (Day Trader) و سوئینگ تریدر (Swing Trader) که بر نوسانات کوتاه مدت قیمت تمرکز دارند، ویژگی دیگری وجود دارد که شاخص‌های سهام را از بسیاری از کلاس‌های دارایی دیگر متمایز می‌کند و آن ساعات معامله است. معاملات سهام برخلاف معاملات ارزها که ۲۴ ساعته هستند، تنها در ساعاتی که جلسه معاملاتی باز است انجام می‌شوند.

بازارهای سهام ایالات متحده از ساعت ۱۷ تا ۲۳:۳۰ به وقت ایران (۱۳:۳۰ تا ۲۰:۰۰ به وقت گرینویچ) باز هستند و معامله‌گران در این زمان بیشتری حجم معاملات سهام و معاملاتی آتی شاخص (Index Futures) را انجام می‌دهند. این باعث می‌شود که در این دوره خاص بیشترین میزان نقدینگی به این بازار سرازیر شود که یک مزیت است. معاملات آتی شاخص‌های سهام ایالات متحده به صورت شبانه روزی انجام می‌شود اما نقدینگی در خارج ساعات معامله بسیار ناچیز است.

جهت پیگیری اخبار و تحلیل های فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرامی UtoFX بپیوندید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.