شناسایی پیوت ها


روش تشخیص پیوت‌های ماژور:

مکدی و پیوت‌های ماژور

یکی از مهم‌ترین مباحثی که از همان نخستین بخش‌های دوره مقدماتی مرتبا با آن مواجه بودیم، بحث قله‌ها و دره‌های ماژور بود. اینکه کدامیک از قله‌ها و دره‌های نمودار، جزو شناسایی پیوت ها نقاط اصلی مسیر به حساب می‌آیند و کدامیک مینور و فاقد اهمیت‌ هستند. اینکه الگوهای تکنیکال باید بر روی کدامیک از قله‌ها و دره‌ها ترسیم بشوند، و کدامیک از قله‌ها و دره‌ها باید مورد چشم‌پوشی قرار بگیرند. اینکه کدامیک از قله‌ها و دره‌ها نشانگر روند اصلی بازار هستند و کدامیک صرفا حرکات اصلاحی و زودگذر را نشان می‌دهند. اینها سوالاتی بودند که مرتبا مجبور به پاسخگویی به آنها بودیم. در بخش مقدماتی برای تشخیص بهتر قله‌ها و دره‌های اصلی نمودار از اندیکاتوری به نام زیگزاگ استفاده کردیم که در آن زمان، نیازهای ما را به عنوان یک تحلیلگر نوآموز تا حد زیادی برطرف می‌نمود. اما هم اکنون نیاز به تعریف به مراتب دقیق‌تری برای امواج و ریزموج‌های اصلی یک نمودار داریم.

پیوت‌های ماژور، به زبان ساده، نقاطی را نشان می‌دهند که جهت روند در آنجا دچار چرخش جدی شده باشد. چرخش جدی یعنی قیمت حداقل به اندازه یک سوم از مسیر رفت خود را مجددا بازگشت نماید. سایر نقاطی که چنین تاثیر مهمی بر بازار نداشته‌اند همگی مینور و کم اهمیت بوده و نقش ریزموج‌های فرعی را دارند. یک تحلیلگر مجرب به مرور زمان فرا می‌گیرد که حتی بدون استفاده از روش و ابزار خاصی، صرفا با اتکا به تجربه چشمی، نقاط اصلی بر روی یک چارت را به خوبی تشخیص داده و آنها را از پیوت‌های فرعی و کم اهمیت تفکیک نماید. اما فعلا نیاز به تعریف دقیق‌تری و مدون‌تری برای پیوت‌های ماژور داریم.

تعریف پیوت ماژور:

پیوت ماژور می‌تواند هر دو مفهوم قله و دره را شامل بشود، و بطور کلی به معنی Reversal Point یا نقطه بازگشت روند است. در یک پیوت ماژور شاهد تغییر جهت روند و بازگشت بخش بزرگی از مسیر قبلی هستیم که دلیل آن می‌تواند انتشار یک خبر، وقوع یک رخداد سیاسی یا اقتصادی، یا برخورد قیمت با یک سطح حمایت و مقاومت باشد.

به تمام قله‌ها و دره‌های اصلی بر روی نمودار، که بازار در آنجا دچار تغییر جهت جدی شده باشد، اصطلاحا پیوت ماژور می‌گوییم. در پیوت ماژور، قیمت باید بخش بزرگی از مسیر قبلی خود را مجددا بازگشت نماید.

روش تشخیص پیوت‌های ماژور:

سه نکته زیر را برای تشخیص بهتر پیوت‌های ماژور به خاطر داشته باشید:

  • در یک پیوت ماژور، قیمت باید حداقل 38% از مسیر قبلی خود را مجددا بازگشت نماید.
  • به لحاظ زمانی نیز مسیر بازگشت باید حداقل به اندازه 38% از مدت زمان موج رفت، طول بکشد.
  • بین هر دو پیوت ماژور متوالی، علامت جبری مکدی باید حداقل یک‌بار تغییر فاز بدهد.

با استفاده از سه نکته فوق می‌توانید بسیاری از قله‌ها و دره‌های مینور و فرعی را به سادگی حذف نموده و کنار بگذارید و صرفا پیوت‌های ماژور را به عنوان مسیر اصلی قیمت باقی نگه دارید. فرض کنید بازار مطابق تصویر فوق، ابتدا از A به B رفته و سپس تا C بازگشت کرده باشد. در این صورت برای اینکه قله B یک سقف ماژور باشد باید لااقل دو شرط از شروط فوق بطور همزمان برقرار باشند. به عنوان مثال تصویر زیر، مسیر رفت و برگشت قیمت را از A تا B و سپس از B تا C نمایش می‌دهد. مسیر AB موج رفت و مسیر BC شناسایی پیوت ها موج برگشت را نشان می‌دهد.

همانطور که در تصویر ملاحظه می‌کنید میزان ریتریس قیمت در موج BC برابربا 38% بوده است. یعنی بازار 38% از سودی را که قبلا به مردم رسانده، مجددا از آنها پس گرفته است! دقت کنید که شیب پاره خط BC هیچ تاثیری در میزان ریتریس قیمت ندارد و صرفا ارتفاع عمودی موج‌های BC و AB است که میزان بازگشت قیمت را مشخص می‌کند. برای اینکه سقفB یک پیوت ماژور باشد باید ارتفاع عمودی موج BC حداقل به اندازه 38% از ارتفاع موج AB باشد. این کمترین مقدار مجاز برای ماژور بودن سقف B است و اندازه BC می‌تواند هر مقدار بیشتر از این را نیز داشته باشد.

برای اندازه‌گیری دقیق میزان بازگشت قیمت می‌توانید از ابزاری موسوم به فیبوناچی ریتریسمنت[54] استفاده کنید. این ابزار درواقع یک خط‌کش عمودی است که برای اندازه‌گیری تغییرات قیمت مورد استفاده قرار می‌گیرد. کافیست دو سر ابزار فیبوناچی را بر روی دو انتهای موج AB بگذارید و میزان بازگشت شناسایی پیوت ها موجBC را به سادگی، برحسب درصدی از اندازه موجAB محاسبه و بیان نمایید. ابزار فیبوناچی یکی از رایج‌ترین ابزارهای تکنیکال برای اندازه‌گیری نسبت‌های بین امواج متوالی است که در تمامی نرم‌افزارهای تحلیلی می‌توانید به راحتی به آن دسترسی داشته باشید. در این کتاب نیز در فصل بعدی، مفصلا به نحوه کار با این ابزار خواهیم پرداخت.

به لحاظ زمانی نیز موج BC باید فرصت کافی برای اصلاح و استراحت داشته باشد. تعداد کندل‌های موج BC باید حداقل به اندازه 38% از کندل‌های موج AB باشند تا بازار فرصت لازم را در اختیار فروشندگان جهت خروج از بازار و تخلیه کامل فشار عرضه، قرار دهد. این بار نیز می‌توانید برای اندازه‌گیری موج‌های AB و BC به لحاظ افقی از ابزار دیگری بنام فیبوناچی زمانی[55] استفاده کنید.

بنابراین یک سقف یا کف ماژور برای تشکیل، نیاز به گذشت مدت زمان کافی دارد و این تایم بستگی به مدت زمانی دارد که موج قبلی سپری کرده است. هرچه مدت زمان موج رفت بیشتر باشد، موج برگشت نیز به مدت زمان بیشتری برای اصلاح و استراحت نیاز خواهد داشت. یک روند صعودی بفرض سه ماهه، حداقل به یکماه اصلاح و استراحت نیاز دارد تا فرصت کافی را به کلیه معامله‌گران قبلی بدهد تا درصورت تمایل بتوانند نسبت به خروج از بازار تصمیم‌گیری نمایند و شرایط بازار مجددا برای صعود جدید مهیا بشود. اگر مدت زمان بازگشت کمتر از این مقدار باشد نشان می‌دهد صرفا با یک اصلاح موقت و زودگذر مواجه بوده‌ایم که احتمالا ناشی از انتشار یک خبر یا شایعه ناگهانی بوده است.

به عنوان مثال در تصویر زیر، موج BC نتوانسته ظرف زمانی لازم را پر کند و در مدت زمان بسیار کمتر از 38% از موجAB به نقطه پایان خود رسیده است. اما در عوض موج BC بلحاظ ارتفاع عمودی، موفق به اصلاح 38 درصدی قیمت شده است(در تصویر نشان داده نشده) لذا باتوجه به اینکه سقف B حداقل دو شرط از شروط اصلی را برآورده ساخته است (تغییر علامت جبری مکدی بعلاوه اصلاح 38درصدی قیمت) پس می‌توان سقف B را به عنوان یک پیوت ماژور درنظر گرفت.

تشخیص دقیق پیوت‌های ماژور ازین جهت حاثز اهمیت است که در کلیه مباحث تحلیل تکنیکال، از پترن‌های کلاسیک گرفته تا فیبوناچی و هارمونیک و الیوت و غیره، همواره نیاز به تشخیص دقیق پیوت‌های ماژور و امواج اصلی داریم. به عنوان مثال پترن‌های کلاسیک مانند الگوهای سر و شانه و مثلث و پرچم و غیره همگی باید حتما بر روی پیوت‌های ماژور رسم بشوند. حتی الگوهای پیچیده‌تر نیز مانند الگوهای هارمونیک صرفا بر روی پیوت‌های ماژور قابل تعریف هستند. بزودی در این کتاب می‌خوانید که هنگام استفاده از ابزار فیبوناچی باید دو انتهای ابزار را بر روی دو پیوت ماژور و متوالی قرار بدهید. و بالاخره در نظریه امواج الیوت نیز برای تشخیص ساختار الیوتی بازار لازم است امواج اصلی و ریزموج‌ها را برمبنای پیوت‌های ماژور و مینور از یکدیگر تفکیک نماییم. بنابراین ملاحظه می‌کنید که تشخیص دقیق و بدون خطای پیوت‌های ماژور چقدر در انجام یک تحلیل بی‌نقص موثر خواهد بود.

برمبنای تمام نکاتی که تا اینجا گفته شد، سعی می‌کنیم روش زیر را به عنوان یک راهنمای گام به گام جهت تشخیص سریع و آسان پیوت‌های ماژور ارایه کنیم. این روش مسلما بهترین روشی است که در کل این کتاب، جهت تشخیص صحیح پیوت‌های ماژور بیان می‌گردد.

روش گام به گام تشخیص پیوت‌های ماژور:

  1. برای شروع از اندیکاتور مکدی با تنظیمات رایج استفاده می‌کنیم. تایم‌فریم‌ مناسبی را انتخاب کنید که حداقل تعداد کندل لازم را برای تغییر فاز مکدی برروی قله‌ها و دره‌های متوالی شامل باشد. اگر تایم‌فریم‌ مناسبی را انتخاب نکنید، ممکن است مکدی فرصت لازم برای نمایش صحیح پیوت‌های ماژور را نداشته باشد.
  2. به علامت جبری مکدی در نواحی مختلف توجه نموده و آنها را برروی نمودار علامت‌گذاری کنید.
  3. با استفاده از علامت جبری مکدی، نقاطی را که می‌توانند کاندیدهای مناسبی به عنوان قله و دره ماژور باشند، مشخص نمایید:
  • در کل ناحیه‌ای که علامت جبری مکدی مثبت است صرفا یک قله ماژور می‌توانیم داشته باشیم که همان بلندترین قله (به لحاظ قیمت) است.
  • در کل ناحیه‌ای که علامت جبری مکدی منفی است صرفا یک دره ماژور می‌توانیم داشته باشیم که همان پایین‌ترین دره (به لحاظ قیمت) است.

4. برروی مجموعه نقاطی که تا اینجا به عنوان کاندیدهای مناسب برای ماژور بودن بدست آوردیم، شروط ریتریس 38 درصدی زمانی و قیمتی را می‌آزماییم تا مشخص شود که کدامیک قابلیت ماژور بودن را دارند یا خیر. حداقل یکی از این دو شرط باید برقرار باشند:

  • در یک پیوت ماژور باید تغییرات قیمت در موج برگشت حداقل به اندازه 38% از تغییرات قیمت در موج رفت باشد.
  • در یک پیوت ماژور باید مدت زمان موج برگشت حداقل به اندازه 38% از مدت زمان موج رفت باشد.

5. به این ترتیب کلیه پیوت‌های مینور و فرعی حذف می‌گردند و صرفا نقاطی باقی خواهند ماند که منجر به چرخش‌های جدی و موثر شده باشند. این نقاط را به عنوان پیوت‌های ماژور درنظر می‌گیریم.

روش ساده و آسانی است که حتم دارم از انجام آن بسیار لذت خواهید برد. در ادامه سعی می‌کنیم این روش را با ذکر چند مثال واقعی روشن‌تر نماییم. اما قبلا ذکر این نکته لازم است که درخصوص بند چهارم، بسیاری از تحلیلگران معتقدند وجود هر دو شرط فوق، یعنی ریتریس حداقل 38 درصدی هم برای قیمت و هم برای زمان ، به صورت همزمان ضروری بوده و صرفا وجود یکی از این دو شرط کافی نمی‌باشد. در حالی که برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند صرفا یکی از این دو شرط نیز به تنهایی برای اطمینان از ماژور بودن کفایت می‌کند. بنده شخصا با نظر گروه دوم موافق‌تر هستم اما با این شرط اضافی که تغییر فاز مکدی نیز حتما رخ داده باشد.

همچنین بسیاری از تحلیلگران معتقدند شرط تغییر فاز مکدی بین دو پیوت متوالی و مجاور بهم، الزامی می‌باشد. در حالی که برخی تحلیلگران نیز سختگیری کمتری داشته و صفر شدن مکدی را بین دو پیوت متوالی، کافی می‌دانند. بازهم نظر شخصی‌ اینجانب به گروه دوم نزدیک‌تر است. بنابراین ممکن است در ادامه این کتاب احیانا با مثال‌هایی مواجه شوید که روش سختگیرانه و غالب برای تعیین پیوت‌های ماژور در مورد آنها رعایت نشده باشد. دلیل این امر صرفا سلیقه شخصی اینجانب بوده که وقوع عملی چرخش موثر در بازار را مهم‌تر از برخی شروط ریاضی و نظری می‌دانم. در ادامه به ذکر چند شناسایی پیوت ها مثال در خصوص نحوه تعیین پیوت‌های ماژور بر روی نمودارهای واقعی می‌پردازیم.

مثال- در تصویر زیر نمودار زوج ارز یورودلار را در تایم‌فریم‌ روزانه مشاهده می‌کنید. با استفاده از روشی که در بالا عنوان شد، پیوت‌های ماژور را بر روی نمودار مشخص نمایید.

پیوت مینور و ماژور در تحلیل تکنیکال چیست؟

پیوت مینور و پیوت ماژور به عنوان دو نقطه محوری در تحلیل تکنیکال محسوب می شوند که برای تعیین سطح قیمت مهم هستند. در واقع می توان گفت، پیوت مجموعه ای از محاسبات است که روند فعلی بازار را مشخص می سازد و با استفاده از آن می توان در بازه های زمانی متفاوت، روند تغییرات قیمت ها و حرکت بعدی بازار را تشخیص داد. شما با شناسایی نقاط پیوت در نمودار قیمت ها، خواهید توانست تصمیم گیری منطقی برای معاملات خود داشته باشید. معمولا تحلیلگران بازار بورس، پیش از انجام معاملات خود به تحلیل این دو نقطه پیوت در نمودار توجه می کنند تا بتوانند سطح مقاومت و شناسایی پیوت ها پشتیبانی را در تحلیل به دست آورند.

اهمیت پیوت مینور و ماژور در چیست؟

موضوع بسیار مهم برای معامله گران بازار بورس این است که بدانند محورها به چه صورت بوده و چگونه می توان آنها را تشخیص داد. در واقع پیوت ها نقاطی هستند که در بازار تغییر قیمت را از صعودی به نزولی و نزولی به صعودی و غیره نشان می دهند. پیوت مینور و ماژور دو محور در میان محورهای پیوت هستند که این محورها، خود به انواع مختلفی تقسیم شده و به کار برده می شوند.

انواع پیوت های تحلیل تکنیکال را می توان در دو دسته، پیوت مینور و پیوت ماژور نیز معرفی نمود که هر یک از این دو نقطه در اصل، معنای خاصی در تحلیل دارند. در ادامه به توضیح بیشتری از آن خواهیم پرداخت.

پیوت ماژور: این دسته از پیوت ها، در واقع نشان دهنده تغییر جهت های اصلی نمودار بوده و در انتهای روند ها قرار می گیرند. تحلیل گرانی که به دنبال رسیدن به تحلیل اصلی هستند، بیشتر به نقاط پیوت ماژور توجه دارند. در واقع اکثر ابزارهای تحلیل تکنیکال، با توجه به پیوت های ماژور بررسی و مشخص می شوند.

پیوت مینور: این نوع پیوت بیشتر بر روی نقاط و جهت های کوچک و فرعی تمرکز دارد. از این رو در انتهای اصلاح ها قرار می گیرد. تحلیل گران با تمرکز بر روی پیوت مینور، روند های کوچک را نوسان گیری می نمایند و باید گفت که، پیوت مینور برای استفاده در ابزارهای اصلی تکنیکال، مناسب نمی باشد.

چگونگی شناسایی نقاط اصلی برای انجام معاملات در پیوت مینور و ماژور

همانطور که بیان داشتیم، پیوت ها به منزله نقاط اصلی محوری محسوب می شوند و در واقع نقاطی هستند که نمودار قیمت در آنها تغییر می یابد. زیرا آنها تمایل دارند تا سطح حمایت و مقاومت را ایجاد نموده و یا اینکه خودشان سطح مهم جدیدی را به وجود آورند. همین موضوع نیز عامل مهمی است تا خریداران و فروشندگان، در زمان انجام تحلیل تکنیکال به آن بسیار توجه نمایند که بدون شک توجه به هر کدام از این نقاط، می تواند جوانب مثبت و منفی را برای تحلیلگر به همراه داشته باشد.

محاسبه پیوت مینور و ماژور به عنوان دو نقطه محوری برای برخی از افراد ممکن است دشوار و یا خسته کننده باشد. اما معامله گرانی هستند که هنگام تنظیم برنامه های کوتاه مدت تجاری، از آن استفاده نمود و این روش را بسیار مطمئن می دانند. از سوی دیگر نیز اخبار یا رویدادهای اقتصادی و خرید و فروش نیز می تواند با تنظیمات روزانه و با استفاده از نقاط محوری ترکیب شده و نتیجه مطلوبی را برای معامله گر به ارمغان آورد. به طور کلی می توانیم بگوییم که، معامله گران برای تغییر محدوده قیمت بالقوه و پیش بینی قیمت بعدی، معمولا به نقاط محوری همچون پیوت مینور و ماژور نگاه می کنند تا به اطلاعات شفاف تری در خصوص اینکه آیا سود یا زیان بیشتری به وقوع خواهد پیوست یا خیر نیز دست یابند.

برخی از معامله گران برای تحلیل درست و منطقی بازار معاملاتی مورد نظر خود، به جای پیوت مینور، به پیوت ماژور توجه می کنند. زیرا این پیوت ها از پایه ای ترین نقاط در تحلیل به شمار می روند.

توجه داشته باشید که چنانچه فردی قادر نباشد به درستی این پیوت ها را شناسایی نماید، تحلیل درستی انجام نخواهد داد و در نتیجه، در هنگام معامله با شکست مواجه خواهد شد. بهترین روش برای شناسایی پیوت ماژور و پیوت مینور، تمرین و کسب تجربه است.

اما به طور کلی برای شناسایی پیوت ماژور در تحلیل تکنیکال روشهای متنوعی وجود دارد که به بیان دو روش بسیار ساده بسنده میکنیم :

روش اول: روند جدید سطح قیمتی، باید تا ۳۸% روند قبلی را اصلاح نموده باشد. در صورتی که این مقدار کمتر از ۳۸% باشد، پیوت ماژور نبوده و پیوت مینور است. برای این که اصلاح ۳۸% را بتوانید تشخیص دهید، می توانید از ابزار های فیبوناچی اصلاحی تحلیل تکنیکال استفاده نمایید.

روش دوم: در این روش باید به تغییر فازهای اندیکاتور مک دی توجه نمایید. برای این که بتوانید پیوت ماژور را در تحلیل خود مورد شناسایی درست قرار دهید، ابتدا باید یک فاز مثبت و سپس یک فاز منفی در اندیکاتور مک دی انتخاب نمایید. سپس در مرحله بعد باید پایین ترین یا بالاترین سطح قیمت را تعیین نموده و آن را به عنوان پیوت ماژور در نظر بگیرید.

این دو روش، ساده و کاربردی بوده و منجر به تشخیص پیوت های مینور و ماژور خواهد شد. لازم به ذکر است که استفاده از هر دو روش به صورت همزمان، برای شناسایی پیوت مینور و پیوت ماژور، لازم و ضروری است.

Facebook

ب بیان دیگر اصلاح های کوچکی که در آن ها شاهد توقف کوتاه مدت روند اصلی هستیم و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارن و ما نباید این نقاط رو مرجعی برای رسم خط روند یا الگو ها قرار بدیم را پیوت مینور میگویند 👌 ✅

این پیوت ها برگشت های بزرگی هستند که در این نقاط جهت روند عوض میشه و روند های نزولی تبدیل به روند های صعودی و یا بلعکس میشوند 👌 ✅

ما با شناسایی این پیوت ها اقدام به رسم خط روندها،کانال ها،الگو ها و سایر ابزار ها میکنیم 👌 ✅

پس به عبارت ساده تر پیوت های مینور نوسانات کوتاه و بی اعتباری هستن که در تعیین الگو های نموداری نقش موثری ندارن و ما باید از آنها چشم پوشی کنیم همچنین در هنگام ترید کردن باید مراقب باشیم که در تله این نوسانات کوتاه نیفتیم چرا که این نقاط خلاف روند اصلی هستن ولی پیوت های ماژور نقاط با اهمیتی هستن که ما باید حداکثر سعیمان را بکنیم که این نقاط رو شناسایی کنیم چرا که در این نقاط روند ها تغییر جهت میدهند و هدف ما هم ترید کردن در جهت روند های تازه شکل گرفته و رسم الگو و ابزار ها بر روی این نقاط مهم هست 👌 ✅

نحوه شناسایی پیوت ها ماژور:

1⃣ در این نقاط اندیکاتور مکدی تغییر فاز میده 👌 ✅

2⃣ روند جدید شکل گرفته در نقطه ماژور 38 درصد روند قبلی رو اصلاح میکنه 👌 ✅

باید توجه داشته باشیم که پیوت های ماژور در انتهای یک روند شکل گرفته و روند جدیدی رو شروع میکنند. 👌 ✅

توجه داشته باشید که برای شناسایی نقاط معتبر باید هر دو شرط در کنار هم رعایت شده باشد 👌 ✅

دوستان دقت کنین که ما هیچگاه فیبو ها،الگو ها،چنگال ها و سایر ابزار ها رو بر روی پیوت مینور رسم نمیکنیم و فقط مجاز به رسم بر روی پیوت ماژور هستیم 👌 ✅

نکته مهم ♨️ پولبک ها معمولا به صورت مینور هستند اما امکان داره ب صورت ماژور هم باشند 👌 ✅

پیوت در تحلیل تکنیکال (سوئینگ)

پیوت در بورس از مباحث بسیار مهم در بازار مالی می باشد. با شناسایی دقیق پیوت ها می توان خط روندهای صحیح در بازار را ترسیم نمود. پیوت یا سوئینگ دارای دو نوع ماژور و مینور هستند و برای رسم صحیح خط روند می بایست پیوت های ماژور در نمودار را شناسایی و به یکدیگر وصل نمود. در ادامه ویدئوی پیوت یا سوئینگ را می توانید مشاهده نمایید.

سوئینگ یا پیوت به نقاط بازگشت نیز معروف هستند و زمانی که عرضه و تقاضا بر یکدیگر غالب شوند تشکیل می شود. با این تعریف در هر نموداری تعداد زیادی پیوت قابل شناسایی می باشد. مفهوم اصلی نقاط قیمت در ماهیت این نقاط نهفته است. در تعریف نقاط بازگشت قیمتی باید گفت اگر بازار در جهت معینی در حال حرکت باشد و پس از تشکیل سقف یا کف، در جهتی مخالف حرکت کند یک چرخش در نمودار تشکیل شده است.

در تعریف نقاط بازگشت قیمتی قوی برای رسم خط روند می توان گفت اگر قیمت حداقل به اندازه سه کندل در یک جهت حرکت کند و پس از تشکیل شمع برگشتی، دوباره در جهت مخالف حرکت کند می توان گفت یک پیوت قوی یا بازگشت قابل اعتماد خواهیم داشت.

پیوت در بورس چیست؟

شناسایی انواع پیوت ها در بورس بسیار مهم است. زیرا یکی از هدف های اصلی تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی، شناسایی نقاط چرخش قیمت (بازگشت قیمتی) قوی است. و این چرخش هایی که در نمودار رخ می دهد در بررسی وضعیت گذشته و حال قیمت ها می تواند مورد استفاده قرار گیرد. شناسایی نقاط پیوت به تحلیلگران کمک می کند تحلیل های دقیقی در بازار بورس داشته باشند

کلام پایانی

به طور کلی پیوت ها یا سوئینگ کمک می کند با شناسایی روند بازار سهامی که مستعد رشد می باشد را شناسایی کنیم. البته با توجه به نوسانات قیمت سهام ممکن است شناسایی پیوت ماژور از مینور دشوار باشد ولی باید با تعیین استراتژی های معاملاتی دقیق و روش های تحلیلی مناسب می توان در بازارهای مالی موفق تر عمل نمود. امیدواریم از دیدن ویدئوی پیوت که در در ثروت آفرین منتشر شده استفاده کرده باشید.

پیوت مینور و ماژور در تحلیل تکنیکال

در بازارهای مالی، نقاط پیوت سطوح قیمتی هستند که معامله‌گران از آنها برای یافتن نقاط احتمالی تحرکات بازار استفاده می‌کنند.

یک نقطه پیوت، یک نشانگر در تحلیل تکنیکال است که از آن برای تشخیص روند کلی بازار در بازه‌های زمانی مختلف استفاده می‌شود. نقطه پیوت، میانگین قیمت بالا، پایین و قیمت بازشدن و بسته شدن نسبت به روز معاملاتی قبل است.

در روز معاملاتی بعد، انجام گرفتن معاملات بالاتر از نقطه پیوت، به منزله تمایل به صعودی بودن بازار دارد و معاملات در قیمت پایین از نقطه پیوت، حاکی از وجود تمایل نزول در بازار است.

تحلیل نقاط پیوت اغلب برای محاسبه محدوده‌های حمایت و مقاومت قیمت (مشابه با خط روند) است.

هر تکنیکالیستی برای شروع تحلیل نیاز دارد تا یک سری نقاط را به عنوان نقاط مهم شناسایی و بر اساس این نقاط روند‌ها رو تشخیص و یا ابزارها را رسم کند، در علم تکنیکال به این نقاط کلیدی پیوت گفته می‌شود. پیوت‌ها نقاطی هستند که چرخش‌ها و تغییر جهت‌های قیمت در آنها شکل می‌گیرد.

پیوت‌ها به دو دسته تقسیم بندی میشن: پیوت‌های مینور و پیوت‌های ماژور

پیوت‌های مینور

پیوت‌هایی هستند که برگشت قیمتی محدودی را شاهد شناسایی پیوت ها هستیم و در اصطلاح عام نوسانات کوچک خطاب‌شان می‌کنیم که مورد علاقه نوسان‌گیران است. اصلاح‌های کوچکی که در آن‌ها شاهد توقف کوتاه‌مدت روند اصلی هستیم و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارند و ما نباید این نقاط را مرجعی برای رسم خط روند یا الگوها قرار بدیم.

پیوت‌های ماژور

برگشت‌های بزرگی هستند که در این نقاط ، معمولا جهت روند عوض می‌شود. ( روندهای نزولی تبدیل به روند‌های صعودی و یا بلعکس می‌شوند) این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس انها خط روند‌ها و کانال‌ها و یا الگوها رسم شوند. پس به عبارت ساده‌تر پیوت‌های مینور نوسانات کوتاه و بی‌اعتباری هستند که در تعیین الگوهای نموداری نقش موثری ندارند و ما باید از آنها چشم‌پوشی کنیم.

همچنین در هنگام ترید کردن باید مراقب باشیم که در تله این نوسانات کوتاه نیفتیم چرا که این نقاط خلاف روند اصلی هستند ولی پیوت‌های ماژور نقاط با اهمیتی هستند که ما باید حداکثر سعی‌مان را بکنیم تا این نقاط شناسایی پیوت ها را شناسایی کنیم چرا که در این نقاط روندها تغییر جهت می‌دهند و هدف ما هم ترید کردن در جهت روندهای تازه شکل گرفته و رسم الگو و ابزارها بر روی این نقاط مهم هست.

پیوت‌های ماژور را چگونه شناسایی کنیم ؟

پیوت‌های ماژور دو ویژگی خاص دارند:
۱. در این نقاط تغییر فاز مکدی شکل می‌گیرد
۲. روند جدید شکل گرفته در نقطه ماژور ۳۸ درصد روند قبلی رو اصلاح می‌کند

باید توجه داشته باشیم که پیوت‌های ماژور در انتهای یک روند شکل گرفته و روند جدیدی رو شروع می‌کنند. توجه داشته باشید که برای شناسایی نقاط معتبر باید هر دو شرط در کنار هم رعایت شده باشد.

اما من در طی این سال‌ها به یک نکته جالب دیگر نیز رسیده‌ام و ان این که برای پیدا کردن پیوت‌های ماژور علاوه بر مکدی ما می‌توانیم از اسیلاتورها (توجه کنید گفتیم اسیلاتور و نه اندیکاتور ) کمک بگیریم. می‌توان از دی تی اسیلاتور استفاده کرد به این شکل که در نگاه اول برای پیدا کردن سریع نقاط ماژور معتبر نقاطی که در آنها دی تی اسیلاتور در محدوده اشباع خرید یا فروش چرخش داشته را علامت‌گذاری می‌کنیم، معمولا در این روش ۷۰ درصد پیوت‌های ماژور معتبر شناسایی می‌شوند.

باز هم تاکید می‌کنم که در علم تکنیکال ما مجاز نیستیم به هیچ عنوان هیچ ابزاری رو بر روی مینورها رسم کنیم حتما باید ابزارها، واگرایی‌ها، پترن‌ها، چنگال‌ها، فیبوها بر روی ماژور رسم بشوند. تنها می‌توانیم در روندهای خنثی مینورها رو در غالب کانال‌های کوچک نشان دهیم.

توجه داشته باشید که پولبک‌ها هم به صورت استثنا معمولا مینور هستند و توجه داشته باشید که روش‌های زیادی برای شناسایی پیوت معرفی شده اما ساده‌ترین و پر کاربردترین روش روش دیداری هست که امروز معرفی کردیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.